ـ يه احساس بدي بهم ميگه ديگه تو رگ هام - به جای خون - عُصاره ي بادوم هندي ُ تخمه ژاپني ُُ بادوم ُ پسته ي خندان ُ فندوق ُ سوهان عسليُ شيريني نخودچي ُ پاستيل و اين چيزا جريان داره !!!
ـ یه بنده خدایی به خانومش گفت : خانوم! يه ذره آجيل مغز كن بده بچه بخوره ! فك كنم تخمه ميخواد !!
خانومه همون جوري كه مشغول صحبت با خانومه بغل دستيش بود يه تخمه برداشت، مغز كرد، گذاشت تو دهنش ، جويد ، تُف كرد تو دستش ، بچه رو نشوند و همه رو چپوند تو دهن بچه !!!
ميخواستم بگم بچه تخمه رو خالص ميخواستا !! روم نشد ولي ! ![]()