دقت كردين كه چقدر بعضيا به آدم حس خاصيُ القا مي کنن ؟!
تو مترو نشسته بودمُ داشتم به آدم هايي که تو رديف روبرويي م آرومُ منتظر نشسته بودن نگا مي کردم !
هرکي يه جور بود. هرکي يه سن داشت. هرکي يه تيپ بود. مترو خلوت بود و خنک. خيلي ام خبري از دس فروشا نبود!
احساس مي کردم ارتباط مستقيمي بين ظاهر اون آدمي كه جلو چشمم نشسته - و حسي که بهم مي ده - و خونه اي که توش زندگي مي کنه هست!
مثلا يکي جلوم بود تقريبا 50 ساله با مانتوي کرپ مشکي و شلوار مشکي و کفش ساده که روسريش رو هم با اين حلقه هاي نگين دار زير چونه ش محکم کرده بود. عينک داشت و تر تميز بود. يوهو حس کردم اين خونه ش يه خونه روشن و تميز و بزرگه ! خيلي هم از نظر عاطفي خونه گرميه !
يا يه دختر جوون جلوم بود که هدفون تو گوشش بود، خوش تيپ و به روز !! حس کردم اين تو يه آپارتمان نه چندان بزرگ ولي شيک مي شينه که نورش كمه ! شايدم كم نيست ولي نورش سنگينه !! اتاقش با اينکه کوچيکه اما يه تخت و يه ميز توالت كه يه آينه بزرگ هم حتما روش هست ( ! ) و رو ميزش پره از لوازم آرايشه ! يه عالمه م عروسک داره رو تختش !
يه خانوم خسته اي هم بود که همش فکر مي کردم واي چقدر خونه ش دلگيره! قديمي و زيرپله س. تاريک و بي روح هم هست!
يعني خودم واقعاً مونده بودم تو اين قدرت تخيل !
انقدر رفته بودم تو فاز که واقعا باورم شده بود اينايي که دارم تصور مي کنم واقعا وجود دارن !
ولي عجيبش اينه که با خونه ي بعضي از اين آدم ها ارتباط عميقي برقرار مي کردم و از خونه بعضي هاشون در مي رفتم !
بعد فکر کردم اگه يكي مثه خوده خُلم منو ببينه فک مي کنه خونه من چه شکليه ؟!
يه کم از تو شيشه ي تيره ي روبه رو به خودم نگا کردم و فک کنم به اين نتيجه رسيدم که خونه م بايد خيلي ساده و معمولي باشه !! از اينا كه مستاجرن ُ همش مواظبن كه ميخ نزنن به ديواره خونه ي مردم !
بعد به اين فکر کردم که چرا قيافه ي من انقدر عاديه؟!
و به اين که چرا بعضي ها کلا خيلي نازن؟ ديدين بعضي هارو؟ يه جوري لطيفن. ظريفن. آدم دوس داره هي نگاشون کنه. نمي دونم مي فهمين چي مي گم يا نه؟ اينايي که خيلي ظريفن و پوست شفاف و شيشه اي دارن و بدون اينکه آرايش خاصي داشته باشن حسابی به دل آدم میشینن !
حتي گاهي انگار حجابشونم يه جوره خاصي نازترشون كرده !
اتفاقا امروز يکي شونُ تو خيابون ديدم. دلم ميخواس بپرم جلوش بگم: ببخشيد شما چه جوري انقدر نازين؟! ميشه بغلتون كنم ؟
خلاصه كه کلي از معمولي بودنم افسرده شدم و تازه فهميدم كه چرا تو طول عمرم هيچ پسري به من شماره نداد ؟!!!!
استدلالُ حال كردين ؟!
پ.ن : هوُي مخاطبه خاص ! چرا نميخواي بفهمي كه دست خودم نيس ؟! ميترسم از اين دوتا + ، + !!
بفهم ... !!
و اين همه بي ظرفيت نباش از دونستنه اين نقطه ضعف !